برای دسترسی راحت تر شما به مطالب وبلاگ بندرجاسک آدرس WWW.JASKI.IR را مجددا ثبت و راه اندازی کردم و از این بعد می توانید با وارد کردن آدرس فوق از وبلاگ بندرجاسک بازدید کنید.
به دوستان خود هم اطلاع دهید...
جور شدن عددها با یک ترتیب جالب در تقویم! از اینجور اتفاقات در طول تاریخ بارها و بارها می افتد. اما تعداد آنها آنقدر زیاد نیست که بی تفاوت از کنارشان بگذریم!
پس من برای این روز یک ایده دارم که البته چندان هم جدید نیست.
یک بازی وبلاگی: هشت دوست - هشت آرزو
کافی است برای هشت نفر از دوستان وبلاگی خود یک دعا و یا یک آرزوی خوب بکنید!
به نقل از وبلاگ " از اینجا... از آنجا ( دکتر ابراهیم خواجه ) "
دکتر خواجه هم من را به این بازی وبلاگی دعوت کرده پس می نویسم برای ۸ وبلاگ نویس عزیز:
۱- جاسک نیوز ( حسن آتش زبان ) : برای این وبلاگ نویس و همشهری خودم آرزو داشتن یک موتور سیکلت نو و صفر کیلومتر می کنم و امیدوارم در وبلاگش کمتر سراغ حاشیه برود و همچنین روز به روز محبوب تر بشود و نیز روزی خبرهایش در صفحه اول خبرگزاری های معتبر دنیا جا بگیرد.
۲- از اینجا... از آنجا ( دکتر ابراهیم خواجه ) : البته ایشان دعوت کننده این بازی بودند و برای ایشان داشتن یک هفته نامه پزشکی را آرزو می کنم تا درتمام صفحاتش توصیه های خود را در مورد بیماری های روز از جمله آنفلوانزای نوع A و وبا بنویسد همچنین امیدوارم هیچ وقت برای بازدید از مناطقی که بیماری وبا در آنجا خیمه زده به جاسک نیایند!!!
۳- لاتیدان ( استاد محمد ذاکری ) : ایشان صاحب امتیاز هفته نامه لاتیدان هستند که به یک گاهنامه تبدیل شده و امیدوارم این گاهنامه به روزنامه ای فعال تبدیل شود و حرف اول را در بین مطبوعات هرمزگان بزند و همچنین آرزو می کنم استاد عزیز را در مقطع تحصیلی دکترای رشته ادبیات فارسی ببینیم.
۴- بنگری ( دخت هرمزگانی ) :دخت دلسوز از شرق هرمزگان ؛ مانند دکتر ابراهیم برای ایشان یک خروار پول و قدرت تا هر چه زودتر به فریاد مردم رنج دیده و کودکان یتیم شرق هرمزگان بشتابد تا نه فقیری در منطقه داشته باشیم و نه وبلاگ بنگری را ... ( ادامه را در یک کامنت خصوصی برایشان می فرستم )
۵- شکلات داغ ( مهرگان ) :رسیدن به بالاترین موقیعت های مدیریتی و داشتن یک کارخانه بزرگ پتروشیمی و کسب سهام گوگل !!! و کسب مجوز انتشار یک کتاب در زمینه مدیریت.
۶- بهشب ( بهروز عباسی دشتی ) : چند مدت قبل در دو خط از وضعیت خانه در غیبت مادر به دلیل مسافرت به اهواز نوشته بود که امیدوارم در نبود مادر سیستم خانه به هم نریزد ، یخچال خانه خالی نباشد ، سرما نخورد و حوصله درست کردن یک سوپ را برای خودش داشته باشد و البته آرزوی ساخت یک فیلم را برایش هم دارم.
۷- ۲۰۶ پرتغالی ( مرحومه ساجده کشمیری ) : در جمع ما نیست ، ۵ ماه قبل در البرز پر کشید و رفت ولی از درگاه ایزد دعا می کنم که ساجده را در بهترین نقطه بهشت جای بدهد...
۸- مسافر ( ژاله ابراهیمی ) : لیدر تور که خیلی دوست داشت جاسک را ببیند ولی بارندگی های ایام نوروز و طغیان رودخانه های شرق و غرب جاسک به او و ۲۰ نفر ازهمراهانش اجازه جاسک گردی را نداد. برای ژاله سفر دور دنیا در۸۰ روز و البته با جیب پر را دارم ( چون آرش خان نورآقایی در سفر اخیرش به اروپا جیبش خالی شده ) و امیدوارم نوروز ۸۹ در پشت رودخانه و پل های شکسته اطراف جاسک گیر نکنند.
و برای همه وبلاگ نویسان آرزوی روزهایی را می کنم که بدون هیچ ترس و واهمه با نام اصلی و غیر مستعار در دنیای مجازی و در فضای باز و آزاد ، آنچه را که در سینه دارند بنویسند.
برای دعوت و آرزو برای۹ نفر از دوستان بلاگری خود را برای ۹/۹/۹۹ آماده کنید!!!
جاسک دچار مشکلات بزرگی است که نه تنها در مرور زمان از تعدادشان کاسته نشده بلکه با بی مسئولیتی و شانه خالی کردن بسیاری بر تعداد مشکلات افزوده شده است.
جناب فرماندار جدید الانتصاب پيش بيني مي كنم با انتصاب استاندار جديد هرمزگان در آينده نزديك بايد شاهد تغيير در پست فرمانداري جاسك باشيم و شخص ديگري جايگزين شما در جاسك شود كه از خداوند عاجزانه درخواست مي كنيم كه اين بلا را نازل نكند!!!
آقاي فرماندار از نان نمي گويم كه اين نان را مي شود به هر طريق خورد ، از خيابان هاي پر از چاله و نوع آسفالت بي كيفيت و كوچه هاي شهر جاسك نمي گويم كه به هر طريق مي توان در آنها تردد كرد و مي خواهم از جان و مال مردم بگويم.
آقاي فرماندار حتما خبر داريد كه ناامني در منطقه بيداد مي كند ، از تيراندازي و قتل و چاقوكشي تا آدم ربايي و سرقت ؛ و البته از تبديل شدن معابر شهر جاسك به گردشگاه احشام و شترهاي سرگردان و عدم اجراي صحيح قانون شيفت پزشكان در اورژانس بيمارستان كه فقط نامش را از بهداري به بيمارستان تغيير دادند و هيچ فرقي براي مردم نكرد.
آقاي فرماندار ؛ شهرداري از جمع آوري شترها در سطح شهر عاجز شده و نمي داند از دست شترها و احشام به كجا شكوايه كند ، آنها تا توانستند براي جمع آوري احشام و شترها بيانيه صادر كردند كه " آهاي مردم اگر جمع نكرديد جريمه مي كنيم و اگر باز جمع نكرديد باز جريمه و اگر باز جمع نكرديد به ما چه اصلا!!!" متاسفانه شهرداري در برابر صاحب احشام و شترها نتوانست اقتدار خود را نشان دهد و اكنون نه تنها جريمه نمي كند بلكه بيانيه هم صادر نمي كند. بگذاريد خاطره اي از دوران تحصيل در دانشگاه فسا برايتان نقل كنم:
" در يكي از روزهاي مياني سال ۱۳۸۶ يكي از دانشجويان شيرازي از من پرسيد كه شما اهل كجائيد و من هم با غرور گفتم بندرجاسك كه باعث خنده اش شد. مي دانيد چرا؟ او با صداي بلند كه مي خنديد و گفت: ديشب بخش خبري ۲۰:۳۰ فيلمي را پخش كرد كه بزها و گوسفندان خيابان ها را بند آورده بودند و يا آزادانه در پياده روها و بلوار اصلي شهر در حال استراحتند. دوستم در ادامه گفت : نكند شما مردم جاسك مانند هندي ها كه به گاو احترام ويژه اي قائلند براي اين حيوانات هم احترام قائل مي شويد؟ "
آقاي فرماندار اين فيلم نه تنها صاحبان شهر را از خواب بيدار نكرد بلكه در خواب ديگر فرو برد و از ياد بردند كه آن فيلم كه توسط يك مهندس اصفهاني ضبط شده آبروي بسياري از جاسكي ها را برد. جاسكي هايي كه از جاسك به عنوان يك بندر زيبا با ساحلي بكر براي دوستانشان ياد مي كنند.
آقاي فرماندار جديد الانتصاب ؛ شما به عنوان رئيس شوراي تامين امنيت شهرستان جاسك در قبال همه ناامني ها و جان و مال مردم منطقه مسئوليد. اگر شما در شوراي تامين مصوبه اي را براي برخورد شديد بامجرمان و مختل کنندگان امنیت و صاحبان شترهاي ولگرد که حداقل ماهی یک قربانی در شهر جاسک می گیرند تصويب كنيد همه مردم شما را دعا خواهند كرد. اين را تنها من نمي گويم بلكه بسياري از نخبگان و مردم جاسك با من هم عقيده اند كه تنها راه برون رفت از اين ناامني ها تشكيل جلسه توسط شوراي تامين امنيت شهرستان و دستور برخورد قاطع با صاحبان شترها و حتي دستور ذبح شترهاي ولگرد در صورت مشاهده در شهر و حومه و نیز برخورد قاطع و البته قانونی با مجرمان و ایجاد کنندگان ناامنی های اخیر است.
آقاي فرماندار ؛ ظهر جمعه صداي شيخ عقيل آرام و متين امام جمعه اهل سنت هم بابت اتفاقات اخير و سهل انگاري ها در آمده بود و حرف دل مردم را مي زد. از نيروي انتظامي گله مي كرد كه چرا با عوامل ناامني ها برخورد دوگانه مي كند و از بيمارستان شهر مي گفت كه برخي پزشكانش سهل انگاري هاي فراواني مي كنند. راستي از بيمارستان هم برايتان بگويم كه شب قبل يكي از دوستان كه از پرسنل شبكه بهداشت نيز هست مي گفت:در بیمارستان جاسک مرسوم است كه يك پزشك ۱۰ شبانه روز بدون استراحت در اورژانس شيفت مي دهد تا ۲۰ روز ديگر را به مرخصي برود در صورتي كه پزشكان اورژانس در مواقعي كه براي آرامش خود ، آماده كردن خود براي يك شيفت كاري ديگر و recovery نیاز به استراحت دارد. حتما بسیاری به این پزشکان مرحبا و آفرین می گویند که بدون استراحت کار می کنند ولی باید به عمق این موضوع نگریست که خود فاجعه ای بزرگ است . چند شب قبل زن ميانسالي به دليل سكته و خواب بودن پزشك اورژانس در بيمارستان جاسك درگذشت كه خواب بودن و دير آمدن پزشك به دليل نامنظم بودن زمان شيفت و استراحت آنان یکی از مهم ترین دلایل فوت این زن بود که متاسفانه وبلاگ های خبری جاسک آن را پوشش ندادند.
آقاي ناصر ناصري فرماندار عزيز ، به اين مشكلات برس كه خداي بالا سرت روزي به تو هم خواهد رسيد و دستت را خواهد گرفت و تنهایت نخواهد گذاشت.
بندرجاسک در قسمت جنوبی استان هرمزگان (در ابتدای دماغه خلیج فارس) قرار دارد و از شهرهای بسیار قدیمی به شمار می رود. مردم جاسک بلوچ هستند.
دوستان جاسکی جهت شرکت در مراسم ختم قرآن در شب 27 رمضان دعوت نموده بودند سحرگاه روز 26 همراه تعدادی از دوستان با دو دستگاه اتومبیل از زاهدان حرکت نمودیم. نزدیک نماز عصر به آنجا رسیدیم.
جهت افطار و شرکت در جلسه به محله یکبنی رفتیم. جلسه یکبنی تا ساعت 11 طول کشید .

نزدیک ساعت 12 به مرکز شهر و مسجد جامع (محل جلسه) رفتیم. از آنجا که ما مثل مردم آنجا به شب نشینی عادت نداشتیم و با توجه به اینکه همه روز را در حرکت بودیم شدیدا احساس خستگی می نمودیم.
جلسه خیلی طولانی شد طوری که وقتی نوبت سخنرانی من شد ساعت یک بود .
بالاخره ساعت 2 جلسه به پایان رسید. بخاطر طولانی شدن جلسه از اینکه شاید برای مردم مزاحمت ایجاد نموده بودم خیلی احساس ناراحتی می نمودم اما بعدا متوجه شدم مردم آنجا عادت به شب نشینی دارند. آنها در ماه مبارک رمضان اغلب تا دیر و حتی تا سحر بیدارند و در عوض روز را استراحت می کنند.

کوچولوهایی که تا ساعت دو بیدار بودند و به دقت به سخنان گوش می دادند.

ائمه جمعه و برخی از بزرگان جاسک

فرماندهان ارشد منطقه دوم نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران - بندرجاسک
منبع : وبلاگ ابوعمار - مولوی عبدالمجید اسماعیل زهی ( شه بخش )
آنچه که باعث شده تا به قطع و يقين نتوان در خصوص پايان ماه رمضان 1430 اظهار نظر کرد، وضعيت نامناسب مداری ماه و احتمالاً وضعيت نامناسب جوّی در ايران برای رؤيت هلال در روز شنبه مورخ 28 شهريور 1388 مطابق با 29 رمضان 1430 می باشد. از يک طرف به علت ارتفاع کم هلال (کمتر از يک درجه) و مکث کوتاه هلال (کمتر از 10 دقيقه)، در لحظه غروب خورشيد در تمام نقاط ايران، باعث شده تا رؤيت هلال بعد از غروب خورشيد حتی با تلسکوپهای بزرگ موجود در کشور غير ممکن شود. از طرف ديگر شرايط جوّی حاکم بر کشور ما در اين ماه باعث شده تا نتوان به طور يقين پيش بينی کرد که هلال قبل از غروب خورشيد قابل رؤيت است يا نه؟ برای اولين بار در بين سالهای گذشته تا کنون، امسال تعيين روز عيد فطر به رؤيت هلال قبل از غروب خورشيد وابسته شده است. در اينجا وضعيت رؤيت پذيری هلال شوال قبل از غروب خورشيد و همچنين وضعيت رويت پذيری هلال صبحگاهی رمضان بررسی شده است:
الف) وضعيت رؤيت پذيری هلال در روز برای ماه شوال 1430
موعد رصد روز شنبه 28 شهريور 1388 از ساعت حدود 13 به وقت رسمی ايران می باشد. با توجه به محاسبات بر اساس مدل مثلثی (مقاله اينجانب در سومين همايش رؤيت هلال و تقويم)، جدول زير نشان دهنده وضعيت رؤيت پذيری هلال در نقاط ايران بر حسب زمان رسمی کشور به ترتيب درجه سختی رؤيت پذيری می باشد. برای مثال در مشهد می توان از ساعت 13:28 دقيقه با يک تلسکوپ حداقل 10 اينچ شروع به رصد نمود و در بهترين زمان (ساعت 15:43) پارامتر مدل مثلثی (IR) به مقدار 11.31 خواهد رسيد. در اين زمان ارتفاع ماه 30درجه و 24 دقيقه، جدايي زاويه ای 10.47 درجه، ضخامت 0.27 دقيقه قوسی و فاز ماه 0.81 درصد می باشد. در ايران بهترين منطقه حوالی غرب بندر عباس می باشد. براساس اين محاسبات تا حدود نيم ساعت قبل از غروب خورشيد احتمال رؤيت با تلسکوپ های قوی به سختی فراوران وجود دارد. اما همه چيز بستگی به وضعيت جوّی، ميزان غبار، شفافيت آسمان و همچنين تجربه رصدگران دارد. در اين رصد شانس رؤيت توسط رصدگران با تجربه ای که اولاً مجهز به تلسکوپ Goto بوده و ثانياً بتوانند با آن به خوبی کار کنند، بيشتر از بقيه است.
در ادامه نقشه خطوط رؤيت پذيری هلال شوال 1430 را برای زمان بعد از غروب خورشيد در منطقه خوارميانهف براساس مدل مثلثی مشاهده می کنيد. در اين نقشه احتمال رؤيت هلال شوال با تلسکوپهای بزرگ در جنوب عربستان و کشور يمن وجود دارد. رؤيت هلال در مرکز و جنوب قاره افريقا نيز به آسانی انجام خواهد شد.

ب) وضعيت رؤيت پذيری هلال صبحگاهی برای ماه آخر رمضان 1430
موعد رصد روز جمعه 27 شهريور 1388 از ساعت حدود 6 صبح به وقت رسمی ايران می باشد. نقشه زير خطوط رؤيت پذيری هلال را بر اساس مدل مثلثی در ايران نشان می دهد. همانطور که ديده می شود، در صورت وجود شرايط جوی مناسب، در جنوب شرق ايران احتمال رؤيت هلال با چشم غير مسلح امکان ذير است. در بقيه مناطق از جمله مرکز ايران نياز به يک ابزار اپتيکی نجومی با گشودگی دهانه 60 ميليمتر می باشد.

توصيه می شود رصدگرانی که در برنامه خود رصد هلال روز شنبه را در نظر گرفته اند، به عنوان تمرين در صورت رؤيت اين هلال در صبحگاه، آن را با يک تلسکوپ 8 يا 10 اينچ تعقيب نموده و در روز رؤيت نمايند. در صورت رؤيت هلال تا ساعت 9 صبح يا بيشتر، می توان يک رکورد جديد را ثبت کرد. ضمن اينکه رؤيت اين هلال با مشخصاتی که دارد می تواند تمرينی برای رؤيت هلال روز بعد باشد.
با آرزوي داشتن آسماني بدون ابر و غبار و موفقيت براي تمام رصدگران هلال
سيد قاسم رستمي – عضو گروه غيرحرفه ای رؤيت هلال
دیروز که برای دیدن جلسه بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی شبکه خبر را OK کردم چهره آشنایی را دیدم که صحبت می کرد. در قسمت پائین کادر نگاهی انداختم و متوجه شدم این چهره آشنا برای موافقت با وزیر پیشنهادی راه و ترابری نطق می کند. تعجب کردم یک بار دیگر نگاهی انداختم که مطمئن شوم آیا این چهره آشنا موافق یا مخالف است که بار دیگر با کلمه موافق را دیدم. راستی راستی این چهره آشنا در موافقت با وزیر راه و ترابری صحبت می کرد. این چهره آشنا وزارت راه را به عنوان حافظ جان و مال مردم در راه های کشور دانست.این چهره ای که در موافقت با وزیر را صحبت می کرد ، بدترین و بی کیفیت ترین راه های کشور در حوزه او هستند که این عامل باعث تعجبم شد.
سید علی بمان میرخلیلی نماینده مردم میناب ، رودان ، جاسک روابط دوستانه خود را با حمید بهبهانی وزیر پیشنهادی راه و ترابری بر منافع مردم ترجیح داد و در نطقی بی دلیل و تنها با تعریف و تمجید و بدون ذکر دلیل قانع کننده ای از وی حمایت کرد در صورتی که زاکانی نماینده تهران قبل از میرخلیلی در نطقی تند و آتشین تمام برنامه های وزیر را دروغ خوانده بود و اکثر نماندگان حاضر در مجلس صحت های زاکانی را با احسنت احسنت گفتن تائید کردند.
راستی یک سوال از شما ؟؟؟!!! آیا این میرخلیلی بود که صحبت کرد؟ هنوز باورم نشده ، میرخلیلی مثل اینکه یا جاده های متصل به بندرجاسک ، جاده جاسک به میناب که بعد از 4 سال حتی 10 کیلومتر پیشرفت نداشته یا جاده های وحشتناک متصل به بشاگرد را از یاد برده اند یا اینکه موقتا از عنوان نمایندگی مردم کناره گرفته و وکالت وزرای دولت را بر عهده گرفته اند.
به همین چند خط بسنده می کنم تا مبادا سینه چاکان میرخلیلی در جاسک که غالبا فرهنگی !!! هستند به این حقیر با نامه نگاری هایشان حمله نکنند و از آنها قبل از هر گونه واکنشی تقاضا دارم فیلم سخنرانی میرخلیلی در مجلس ( سه شنبه 11 شهریور 88 ) را ببینند شاید با من هم نظر شوند...
أقبلت يا رمضان الخير
ای رمضان!(ماه خوبی ها!
) تشریف آوردیمشرقة أيامك الغرّ بالآلاء والنعم
در حالی که روزهای زیبایت با نعمتها می درخشد
رمضان .. رمضان الخير يا رمضان
ای رمضان!( ماه
) نیکی ها! ای رمضان!فيض من العلم والإيمان
که مملو از علم و ایمانی
..صيّبه عم الوجود وساق الخير للنسم
ابر رحمتش هستی را در بر گرفته و برای حیان خیر به ارمغان می آورد
أشهر أنت أم رؤيا متاب
آیا تو یک ماهی یا رویای بازگشت هستی
..تألق طيفها مثل الشهاب
که نورش مانند شهاب می درخشد
جعلت الناس في وقت المغيب
تو در وقت غروب مردم را
..عبيد ندائك العاتي الرهيب
بندگان فریاد مغرورانه و مهیبت می گردانی
كم ارتقبو الأذان كأن جرحا
چه بسا اوقاتی که انتظار اذان را می کشند گویا زخمی
..يعذبهم تلافت للطبيب
آنان را می آزارد که چشم انتظار پزشک اند
الصوم لله يجزي كيف شاء به
روزه از آن خداست هر گونه که بخواهد با آن پاداش می دهد
..يا رحمه الله فاجزي الذنب بالكرم
ای رحمت خدا! پس گناه را با بزرگواری پاداش ده
ای رمضان تشریف آوردی ولی در موقع سحر و افطار جایش را بر روی صندلی سبز رنگش خالی می بینم
رمضان تشریف آوردی ولی مانند سال ای قبل او یست که برای سحر بیدارمان کند
هر رمضان بود ولی امسال و سال دیگر و سال های بعد دیگر در کنارمان نیست
گفتیم تو که از پیش خدا میای شاید سلامی از پدر هم برایمان آورده باشی ولی دستت خالی بود
اشکال ندارد موقع رفتن سلام ما را به او برسان و بگو دیدارت رفت تا به قیامت...

وبلاگ دخت کنگ ( فریده قاسمی ) هم به مناست ماه رمضان ضیافت قرآنی مجازی ترتیب داده که متنش را نقل می کنم:
"بسم الله النور"
"شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن"
فراخوان ختم قران کریم در ماه مبارک رمضان
ضمن عرض تبریک به مناسبت فرارسیدن ماه عبادت،ماه قرآن،ماه رمضان خدمت شما بزرگواران،به منظور انس هرچه بیشتر با قرآن مجید و تلاوت آیات روح بخش آن در ماه نزول معجزه پربرکت حضرت محمد(ص) ،
جمعیت بانوان بندرکنگ درنظر دارد از همه اقشار خیراندیش دعوت نماید تا در فراخوان ختم قرآن کریم شرکت نمایند.
شرایط شرکت در فراخوان
* هر کس می تواند در منزل خود حداقل یک جزء قرآن تلاوت نماید.(محدودیتی در تعداد جزء وجود ندارد)
*در اولین فرصت و قبل از تلاوت،آمادگی خود را جهت شرکت در فراخوان اعلام نماید.
*جهت تضمین شرعی و اخلاقی فراخوان و نیز سازمان دهی فعالیت تشکل،مشخصات ذیل مورد نیاز می باشد:
(نام و نام خانوادگی-شماره شناسنامه-محل صدور-تاریخ تولد-کدملی-شماه تماس تلفن ثابت و همراه)
قابل ذکر است که مشخصات مذکور محرمانه بوده،انتشار عمومی نخواهد یافت.
*درصورت چشم گیر بودن تعداد ختم های فراخوان،مراسم ختم بخش با حضور علاقمندان و شرکت کنندگان در
نیمه دوم ماه مبارک رمضان،برگزار خواهد شد.
راه های اعلام آمادگی و ثبت نام جهت شرکت در فراخوان:
1-تماس یا ارسال پیام کوتاه به شماره های:
الف -09179491988 جمعیت بانوان بندرکنگ
ب -3331888 جمعیت بانوان بندرکنگ
2-الف-ثبت نام در قسمت نظرات سایت اینترنتی جمعیت بانوان بندرکنگ به آدرس:
Kongwomen.com
ب - ثبت نام در بخش نظرات وبلاگ شخصی دخت کنگ به آدرس:
dokhtekong.blogsky.com
پیشنهاد و انتفادات شما برای هرچه بهتر پیش بردن امورات فراخوان مثمرالثمر خواهد بود.
به امید عملی نمودن احکام قرآنی در زندگی فردی و اجتماعی...
علی مطهری فرزند شهید مطهری که اکنون نماینده مجلس است در نامه ای به حسین شریعتمداری مدیر مسئول کیهان در مورد دستگیری ها و برخوردهای بعد از انتخابات نوشته است که : «وقتی ما مدیریت بحران اخیر را به دست افرادی مانند طائب ( فرمانده بسیج کشور ) می دهیم که با باتوم بیشتر مأنوس است تا فکر و عقل و تدبیر، نتیجه همین خواهد بود. اگر مدیریت انتظامی این بحران به دست افراد عاقل و باتدبیری چون سرداران قالیباف، طلایی، صفوی و علائی بود آنگاه در می یافتیم که مدیریت بحران یعنی چه.» و "شما از سکوت در برابر به خاک افتادن «بسیجی» معترضید، ولی ما علاوه بر آن، به برخاک افکندن «بسیج» به خاطر رو در رو قراردادن آن با مردم عادی معترضیم."
حسن طائب هم در توجیه حمله لباس شخصی ها که مردم آنان را بسیجی می دانند گفته : ورود به نیروی بسیج بسیار راحت است. هر کسی می تواند خیلی آسان وارد بسیج شود و با هدف خراب کردن وجهه بسیج، اقدامات زشت و ناشایسته ای انجام دهد تا نگاه مردم به فرزندان خود را تغییر دهد.
بسیاری از جریان ها و گروه های سیاسی اعم از اصلاح طلب یا اصولگرا و حتی مستقل ها از نقش حسن طائب در جریان های بعد از انتخابات صحبت به میان آورده بودند ولی هیچ کس به اندازه علی مطهری به این تندی سخنی در مورد نقش طائب نگفته بود.
همین نکته باعث شد تا همکاران علی مطهری مانند حمید رسایی نماینده تهران که حسین شریعتمداری را نماد اصولگرایی معرفی می کند و کوچک زاده دیگر نماینده تهران که مطهری را فرزند نا خلف شهید مطهری قلمداد می کند بر او بتازند.
پس از این نامه نگاری علی مطهری به حسین شریعتمداری و توهین تعداد کمی از نمایندگان جوان و کم تجربه مجلس به فرزند شهید مطهری ، اخبار ۲۰:۳۰ که زیر نظر معاونت سیاسی صداوسیما که از همفکران احمدی نژاد هستند اداره می شود هم بیکار ننشست و به دیگر فرزند روحانی شهید مطهری بابت نوشتن مطلبی در سایت خبری تحلیلی تابناک با عنوان دفاع از نظام اسلامي به هر وسیله؟!! طعنه ای زد تا برادران مطهری بدانند با یک و نفر و چند نفر روبرو نیستند بلکه با گروه بزرگی از به اصطلاح اصولگرایان روبرو هستند.
پایگاه خبری تحلیلی فرارو در مطلبی به بررسی سوابق حسن طائب فرمانده بسیج کشور و همچنین به اتهاماتی که به او وارد شده پرداخت که گوشه ای از مطلب فرارو را نقل می کنم :

نام: حسن
شهرت: طائب
سال تولد: 1342
محل تولد: تهران
سمت ها : معاونت فرهنگی ستاد مشترک و فرمانده دانشکده فرهنگی دانشگاه امام حسین
عضویت در سپاه در سال ۱۳۶۱ - مسئولیت در سپاه قم تا سپاه خراسان رضوی و تا معاونت ضد جاسوسی وزارت اطلاعات در دوران وزارت علی فلاحیان و ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی - معاونت هماهنگ کننده دفتر رهبری - جانشینی بسیج کشور و هم اکنون فرمانده بسیج کشور
حوادث اخیر
شنیده ها و اخبار غیر رسمی در مورد نقش پررنگ حسن طائب در حوادث بعد از انتخابات بسیار است؛ از نامه اخیر پنج تن از معاونان وزارت اطلاعات به مقام رهبری که در آن ضمن برشمردن سوابق حسن طائب هشدار داده اند که با رویههای اخیر، وزارت اطلاعات در شرف از هم پاشیدگی است" تا اعتراف گیری های کذایی که برخی مدعی شده اند زیر نظر حسن طائب صورت گرفته است.
بسیاری از منتقدان فرمانده جنجال برانگیز بسیج با بیان این که وی دارای اعتدال نیست بر این باورند که بی تجربگی، بی دانشی و عدم درک صحیح شرایط اجتماعی و سیاسی سبب شده است که وی موفق به مدیریت شایسته بحران ناشی از اعتراضات بعد از انتخابات نشود و بر ابعاد کوتاه مدت و میان مدت بحران بیفزاید.
علی مطهری در گوشه دیگری از نامه اش خطاب به شریعتمداری نوشته که اگر این افراد به تشویق آقای موسوی به خیابان آمده باشند، در واقع آقای موسوی اینها را سالم به بازداشتگاه تحویل داده است، چرا خانواده آنها باید جنازه شان را تحویل بگیرند؟! اگر توجیهات نویسنده مقاله را بپذیریم اصلا مردم در هیچ مسأله ای حق اعتراض ندارند و اگر اعتراض کنند می توان با آنها به هر نحوی برخورد کرد و حتی آنها را کشت زیرا آنها اهل باطل اند و ما اهل حق!
برای خواندن نامه سانسور نشده علی مطهری به حسین شریعتمداری کلیک کنید
خدا به داد برادران مطهری برسد که از هر طرف آنان را به دلیل حمایت از مردم متهم می کنند و شاید تا فرداها از دایره نظام خارج کنند.
آخرین پیامک رسیده را می خوانم:«از مخالفت ها نترسید،بادبادک هم وقتی می تواند بالا برود که با باد مخالف مواجه شود». وینستون چرچیل

هرچند درستی استناد این سخن را نمی دانم اما می خندم که می دانم این حکمت های پنهان و زرنگی های وارونه به ماها نیامده است.چرا که خاستگاه این سخن مثل زادگاه گوینده اش همان حوالی نصف النهار «گرینویچ» است که اگر چرچیلی بار آورده است که چنین حرف هایی بزند در کنارش هم «هاید پارک» را ساخته است تا عمل شان برابر شود با حرف شان.
نه چون ما خاورمیانه ای ها که نه از «باد مخالف» که از حرف بچه مان هم می ترسیم چه برسد به ناقد ومنتقدومخالف که ما در طول تاریخ مان نداشته ایم ودر عوض تا بخواهید دشمن داشته ایم و دشمن ودشمن.ویک منتقد سالم وآبرومند که توانسته باشدبه پیری برسد وبا باد مخالف بادبادکی هواکند در حقیقت کیمیایی است که نساخته ایم حتی اگر توانسته باشیم به کوری چشم همان دشمنان« سانتریوفوژ»هم بسازیم.
ودر کنار آن سخن چرچیل احتمالا این سخن منسوب به اورا هم شنیده اید که:« بریتانیا نه دوست دارد و نه دشمن فقط منافع داردوبس».
در آسیا هم چندین سال است که این چشم بادامی های شرق دور هستند که از نمونه ژاپنی اش گرفته تاکره ای اش دایم دارند با باد مخالف «جشنواره بادبادک ها» راه می اندازند نه ما وچیزی نمانده نمونه چینی اش به این ضرب المثل کهن فارسی جامه ی عمل بپوشند وفیل را هم هوابکنند!(اژدها و مار وهزارپا هواکردن که دیگرکهنه شده ودر عصر فرمانده جومونگ هم این کار را می کردند)این سهم آسیاواروپا.
در آفریقاهم گویا( به خصوص در میان قبایل زولودر آفریقای جنوبی) سنتی کهن رایج است که روسای قبایل شان( اگرچه لیبرال- دموکراسی پروبال شان راریخته) هم چنان در شکوهی اسطوره ای بر پیروان خود«ولایت معنوی» دارند.
آنان چون کاهنان وساحران کم تر سخن می شنوند وبیشتر سخن می گویند وفرمان می رانند.با این حال در کنار ساحت مقدس خود یک روز را در تمام سال اختصاص می دهند به مریدان ومی نشینند وسرتاپاگوش می شوندتا خلق الله از هرقماشی که باشند، بیایندوهرحرفی وانتقادی وعیبی وحتی دشنامی دارند، بدهندو بگویند وبروند وجناب رییس حقی جز شنیدن و گوش سپردن وصبوری وتامل و تفکربر شنیده ها ندارد( راست ودروغ اش به پای اقای عطالله مهاجرانی)
اما سوال این جاست که در این بین، ما در کجای جهان ایستاده ایم؟
آیا از قبایل آفریقایی جز« زار»واز شرق دور جز«یانگوم» واز اروپا جز«آنفولانزای خوکی» شان بهره ای برده ایم؟
تحمل مخالف و منتقد یک«سنت» است .یعنی که برای عادی شدن و ماندگاری در جامعه بایددر طول زمان جاری شودو این جاری شدن جز بابردباری وپذیرش تبعات منفی آن امکان پذیر نیست. گل بی خار که دیگر خداست و نه منتقد ومخالف.
بماند که در این بین دوام نداشتن این سنت سبب شده است که منتقدان احتمالی نیز نقدراگاهی نشناسندو آن را با تخریب اشتباه کنندونگذاشته اند این مساله شکلی عادی بگیرد.
از همین روست که جلسات نقد( واخیرا مناظره های ما) خیلی زود به دلیل کمی ظرفیت تبدیل می شود به میدان جنگ که حریف باید به هر زوری که شده «افشا» وسپس نابود شودونه از آبرو که از هستی نیز ساقط گرددحتی به قیمت «دروغ» های شاخ دار!و بیرون آوردن پرونده تحصیلی پسرطرف! ونامه های عاشقانه ی دخترش! وافشای این که طرف در کودکی سرپا می شاشیده! و در جوانی ...
وما خلق تماشاگر نیزبا دمیدن بر آتش چنین افشاگری هایی، غرور له شده و شخصیت تحقیر شده مان را زنده شده ببینیم وچه کیفی می کنیم وقتی که به نام نقد( ودر حقیقت حذف) می بینیم فلانی را در جلو تلوزیون با صدای بلند« دزد » می خوانند .حالا چه دزدی آثار ادبی باشد چه دزدی بی ادبی!
واین سنت سیئه افشا گری ومچ گیری وپرداختن به حواشی وتلخ گویی وتلخ نویسی وبارکردن دشنام را را حزب منحله« توده» دراین کشور رایج کرد که متاسفانه بیشترین تاثیر رابرجریان روشنفکری ما داشته ودارد وافقی از «باقرپرهام» و«صادق هدایت »و«احسان طبری» تا «نیما »و«ابراهیم گلستان»و «جلال آل احمد» و«مهدی اخوان» و«احمدشاملو» و«سیاوش کسرایی» و...«حسن کرمی» و«ابراهیم منصفی» و«م. پگاه »راکم وبیش تحت تاثیر قرار داده بود و آشنایی ما با ادبیات اروپایی را پس از مشروطه که به خوبی آغاز شده بود ابتر کرد وبربادداد.
متاسفانه این حزب از میان ما رفت ولی تاثیر مخرب اش بر سپهرنقدروشنفکری ما هنوزکه هنوزاست به جاست.از همین روخود مانیز در میان نوشته های منتقدان بیش تر به دنبال حرف های نگفته وراز های نشنیده ایم !تا منطق یک گفت وگو.
من در این سال ها که فعالیت هنرمندان هرمزگانی در عرصه های شعر وقصه ونمایش و فیلم دچار «کم خونی» و کم کاری شده است همیشه ستایش گر بچه های هنرهای تجسمی بوده ام که همیشه کفش آهنی به پا کرده در حال دویدن بوده اند هرچند که به هواپیما هم نرسیده باشند.
هنرهای تجسمی هرمزگان امااز نگاه من غولی است که دوسرداردیکی اش «احمدکارگران» است که در این چندسال ثابت کرده است که واقعا هم غول چراغ جادو است.اواکثراوقات غایب است و حتی «علاالدین» هم نمی داندکه کجا گم وگور می شود.اماهربارکه ظاهرمی شودباخودچیزی دارد که ارزش «دیدن» دارد.
او در این مدت با شن و ماسه ورنگ وبوم واستخوان وسیب زمینی فرصت هایی برای لذت فکری امثال ما ساخته است که بسیار مغتنم بوده.چه هنگامی که رنگین کمانی از« گلک» ساخت و چه امروز که خون آدمی زاد در شیشه می کند!.
بزرگترین فرش خاکی جهان اگرچه طعمی از« سوراغ» با خودنداشت وشکم هیچ گرسنه ای را سیر نکرد امالشکری از وزیر و وکیل و نماینده و استاندار وفرمانده و فرمانداررا یک باره به سواحل فراموش شده ی «هرموز» کشاند تابرای برای حل ایم مشکل فکری بکنند.کاری که اگرچه دیروز از عهده «امام قلی خان» برمی آمد اما امروزه فقط از عهده ی یک «غول» ساخته است و بس.ومگرخلاف می گویم؟
سردوم این غول اما «موسای عامری پور»است که جوهرخلاقیت و عمق مطالعات نظری راباهم داردوهمواره به ما یاد آوری کرده که در دیدن زیاد جوگیر نشویم وبال هارابرای آزمودن افق های دیگرهم بازبگذاریم.
من در این سال ها دوستان هنرهای تجسمی به طورعام اش( که شامل عکاسان هم می شود) را در مسیررفتن و شدن( و نه صرفا رسیدن) پیشرو ترین های استان می دانم وبه کار آنان ایمان دارم.
چه آن هنگام که چون احمدکارگران خشت برروی خشت می گذارند وبنایی می سازند وچه ان هنگام که چون موسای عامری با قلم نقد خشت هاراجابه جا می کنند تا ما اکسیژن بیشتری تنفس کنیم.
پس از نمایشگاه غوغای سرد سکوت من نوشته های این دویاردبستانی رادر چنین حال وهوایی خواندم وامیدوارشدم که سنگلاخ نقد وتحمل مخالف نیز در افق هنری استان به مدد آنان شکل خواهدگرفت. امیدی که فکر کنم آرزوی بزرگی نباشد.
ماسنت کامل و قابل دفاعی از نقدنداریم ونقدکنونی نیز اندک وعیب ناک است. اما راه برون رفت از این مشکل در سکوت هم نیست.بایدایستادن وافتادن راتمرین کرد.مابا«منزه طلبی» به هیچ هنجاری ثابتی نمی رسیم.بایدآدمیان راآدمی دید.با همه ضعف وقدرت اش. چه آن هنگام که می آفرید وچه آن گاه که نقد می کند.
حقیقت نسبی است ودر این نسبیت می تواند سهم همگان باشد خواه هنرمند خواه منتقد مخالف وخواه مخاطب.
غول بودن غول ها هم به این است که آداب غولیت!!را رعایت کنند نه این که به کمتر بادی بلرزند واخم کنندوروی ترش نمایندوتاب شنیدن نداشته باشندچنان که این چندروزه کرده اند!!هرچند این نوشته هم قصدراه رفتن براعصاب آنان هم ندارداما محض حرمت چراغ جادو نوشته شد ونیت کوچک جلوه دادن زحمات سایر هنرمندان گمنام عرصه ی تجسمی نیست.
من امیدوارم که به احتمال زیاداگردر سطح همین فضای هنری استان شنیدن ودیدن را تمرین کنیم اگرچه نتوانیم با باد مخالف« آپولو» هواکنیم اما دیدن یک بادبادک رنگی در آسمان هرمزگان عزیز توقع فوق العاده ای نیست.اگرچه این تحمل روزی باشددرمیان سالی به رسم قبیله زولو.
نام و نام خانوادگی : بدرالهدی حسینی
شغل : فرهنگی و فعال سیاسی ، اجتماعی در حوزه جوانان و بانوان
سمت و عناوین : عضو شورای اسلامی شهر جاسک ، عضو شورای اسلامی استان هرمزگان ، رئیس کمسیون فرهنگی شورای شهر جاسک ، فرهنگی و مشاور مدارس دخترانه شهر جاسک و...
مدتی است که درگیری ها اینترنتی بین وبلاگ نویسان جاسک پیش آمده و جای بسی تاسف است که در دعواهای دو طرفه نام افراد دیگری هم به میان آمد.
وبلاگی به نام ( جاسک ؟؟؟؟؟ ) به قصد افشاگری اعمال مردم و مدیران ادارات پا به دنیای مجازی گذاشت و در اولین روزهای کارش علیه یکی از وبلاگ نویسان متنی نوشت که باعث ایجاد کدورت و بدگمانی در بین مردم شد و حجم زیادی از کاربران اینترنت در جاسک به طرف آن وبلاگ رفتند تا ببینند و بخوانند آنچه که در محافل از آن می گفتند.
متاسفانه در این بین توهین های بسیار زیادی به اشخاص فراوانی از جمله به خانم حسینی بانو زحمت کش فرهنگی شد که من را به عنوان یک کاربر اینترنت و نه یک وبلاگ نویس با سابقه واداشت تا دست به قلم ببرم و این متن را بنویسم تا شاید دین خود را نسبت به این بانو بزرگوار ادا کرده باشم.
نظر خیلی قبیح و بدی از جانب یکی از کاربران اینترنتی در وبلاگ جاسک ؟؟؟؟؟ درج شده بود که با خواندن آن عرق شرم از پیشانی ام چکید. نظری که مدیران و گردانندگان اقتدارگرا وبلاگ فوق می توانستند با دیدن و خواندنش در عرض یک لحظه حذفش کنند ولی به دلیل نامعلومی این کار را نکردند زیرا مشخص شده که این افراد مدیریت کردن وبلاگ و نظرات را بلد نیستند و فقط توانایی کپی کردن مطالب را از سایت های دیگر و نیز بردن آبروی مردم را بلدند و به گردانندگان وبلاگ جاسک ؟؟؟؟؟ پیشنهاد می کنم کتاب weblog Key و یا آموزش قدم به قدم وبلاگ نویسی را مطالعه کنند تا یاد بگیرند که وبلاگی در سایت بلاگفا چگونه مدیریت می شود تا با ناشی گری شان آبروی انسانی نرود.
خانم حسینی نماینده بانوان جاسکی در شورای شهر است که توهین و افترا زدن به او همانا توهین به بانوان جاسکی محسوب می شود. خانم حسینی با رای بالای همین مردم توانست رتبه سوم را در انتخابات شورای شهر جاسک کسب کند و الحق و الانصاف در شورای شهر عضوی فعال و توانا بوده و حتی در مشکلاتی برای بانوان پیش آمده برای حل معضل آنها قدم پیش نهاده است. اگر این حرف ها و اهانت ها نسبت به این زحمت کش درست بودند مطمئناً مردم به او رای نمی دادند ولی همه مردم آگاه و معتقدند که این موضوع و نظری که مطرح شده کذب محض است.
برای نویسنده این نظر برای اینکه به ناحق و نادرست آبروی زن مسلمانی را برده و نیز برای مدیران وبلاگ مذکور که توانایی مدیریت نظرات وبلاگ را ندارند واقعا متاسفم.
از همه شما بازدیدکنندگان و خوانندگان وبلاگ می خواهم وبلاگ جاسک ؟؟؟؟؟ را تحریم بازدید کنید.