تبليغاتX
.:بندرجاسک:.


منوي اصلي وبلاگ

صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ

آرشيو نوشته ها

مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384

موضوعات وبلاگ


پيوندهاي روزانه

فیلم و تصویر: خسرو، به خاطره‏ها پیوست
درگذشت پیرترین وبلاگ نویس دنیا
اخبار محرمانه
من فقط یک گوجه فرنگی بودم
تصاوير ديدني: ابرهاي شگفت‌انگيز
مسجد جامع بندرعباس
نامه غلی سیاه به رئیس جمهور
زيباترين مساجد جهان
وزارت رفاقت و امورخارجه!
چه قسمتهایی از فیلم محمد رسول الله را ما نباید میدیدیم؟
ما هیچ نیستیم
نامه‌ای به پیامبر رحمت، حضرت محمد(ص)
فراخوان محکومیت اهانت به مقدسات دین اسلام
نوجوانی که اسیر عراق بود و امروز ...
جديدترين قانون مجازات فعالان آثار مستهجن
متن استعفاي شيرواني
رد صلاحیت چیز کوچکی نیست
اندر حکایت اینترنت در ایران
اندر حکایت کارت سوخت
اهل سنت جاسک:تحریم انتخابات هرگز
آرشيو پيوندهاي روزانه

لينكهاي دوستان

لاتیدان (م.ذاکری)
جاسک نما-علی اسماعیلی
آخرین اخبار بندرجاسک
آسک
امید جاسک
سلف جاسک
کلگر
کوه شب
دخت کنگ
بنگری
فتوبلاگ مهدیسما
ذهن زیبا
آوای دولاب
بندر خوبم
آقا معلم
انبا میناب
بندرلنگه
چوک سورو
وحی آسمانی
سراج سیریک
گروگ سیریک
دختر رویدری
عاشقان تنها
کوخرد
گامبرون سیتی
اهل سنت جنوب
خور سیتی
آوای بلوچستان
برادران اسلامی
بندرعباس سیتی
راپورت خبرنگار
پویا پرسپولیسی
بانوی شبنم پوش
پترات و حرف مفت
وبلاگ میثم
بهترین خاطرات من
آدم برفی هم دلی داره
سیاورشن بندرعباسی
هرمزگان (مرحوم عبدالرزاق هاشمی پور )
انجمن جوانان فخردانش جاسک
مارکوپلو
وبلاگ اختصاصی ناصر عبداللهی
هر چی دلت خواست هست اینجا
یادداشت های یک خوری
از اینجا...از آنجا
دوستداران اسحق احمدی
گالری عکس بندرلنگه و کنگ
ناصرعبداللهی را چه شد؟
وبلاگ بزرگ کوخرد
فتوبلاگ منصور وحدانی
فتوبلاگ سینا سایه بانی
فرزاد برخورداری جاشکی
هیئت کارته بندرلنگه
آقا اجازه-ابراهیم نیکخو
دریانیوز
صبح ساحل
یادداشت های کامران نجف زاده-اخبار 20:30
شکلات داغ
پنجولوک(هارگیز)
اخبار و رویدادهای بندرلنگه
شاه بندر(نام قدیم بندرکنگ)
خاطرات روزانه ابوعمار (مولوی عبدالمجید اسماعیل زهی)
حرف نگفته (چوکلک)
چیچکای دنیای مجازی
نرم افزار، کتابهای الکترونیک و مجلات روز دنیا
وب نوشته های مسیح علی نژاد
معنای توحید
مجموعه ای از بهترین لینک ها ایرانی
حرکت قلم (وب نوشته های مهشید)
پیام بزرگمهر
آیا با مقدسات میتوان شوخی کرد؟
اخبار اهل سنت ایران و منطقه
طنز نبشته های سعید زاهدی
ترانه های عاشقانه امین
هرمزگان نو
مهتاب شبونه (مريم)
معلم مینابی
اصیل زاده اصلاح طلب
نسیم گوده هرمزگان
فتوبلاگ عکاسی/شرجی

نويسندگان وبلاگ


آمار


جاسکی ها

هرمزگاني ها
ليست وبلاگهاي به روز شده mowj.ir

Rouzbeh graphic
©
: BLOGFA.COM




.:بندرجاسک:.
وب نوشته های یک جاسکی (فرزاد بادروج)

ظهر شنبه خبر رسید که بار دیگر روستای بحل جاسک با کشته شدن جوانی عزادار شده است. با شنیدن خبر بسیار ناراحت شدم. این ۲ یا سومین قتل در طی کمتر از یک سال در روستای ۱۰۰۰ نفری بحل و شاید ششمین قتل در طی یک دوره زمانی کوتاه در شهر ۱۵۰۰۰ نفری جاسک است.

خبر کشته شدن این جوان شاید تا چند ساعت از اذهان ما پاک شود ولی عمق فاجعه تا مدت ها در افکار ما خواهد بود. فاجعه ای بس عظیم و بزرگ... اگر ننویسم بهتر است زیرا با نوشتن حتی آب از آب هم تکان نخواهد خورد و باز قتل دیگر و پرپر شدن جوانی دیگر...

متاسفانه فرهنگ قوم بلوچ در درگیری ها به قتل و کشتار ختم می شود و حرف آخر را تیر تفنگ کلاشینکف می زند و بس... حتما شما به فرهنگ ما بلوچ ها خواهید خندید و بلوچ را قومی بی فرهنگ خواهید دانست. نه ، نه ،  تنها کلاشینکف نیست که فرهنگ بلوچ را اینچنین کرده بلکه سنت غلط و پوچ کدخدامنشی و ریش گرو گذاشتن هم باعث شده ما به این روز بیفتیم. هر گاه درگیری یا اتفاقی افتاده این ریش سفیدان بوده اند که با پادرمیانی و وساطت موضوع را ختم کرده و اجازه تصمیم گیری به قانون را نداده اند.امروز کدخدایی و ریش سفید گرو گذاشتن نه تنها باعث آرام کردن جو حاکم بر منطقه نمی شود بلکه زمینه سازی برای قتل های دیگر خواهد شد و این سمی است که این قشر بر پیکره جامعه بیمار ما وارد می کنند.این بزرگواران نمی دانند که با پادرمیانی کردن ، بسیاری جرات پیدا می کنند تا جرمی مرتکب شوند و می دانند که ریش سفیدی هم برای او وساطت خواهد کرد و آزاد می شود.

هنوز چشمان پدر و مادر و خانواده مقتول اشک ریزانند ولی ریش سفیدان این اجازه را به خود می دهند و هر شب برای گرفتن رضایت از خانواده مرحوم به آنجا می روند و افسوس که از دل پدر داغدار خبر ندارند. آنها خوش شانس هستند و تا قبل از چهلم رضایت را می گیرند و از گرفتن رضایت چنان خرسند و خوشحالند گوئی که شاهکار قرن را رقم زده اند.

گرچه این جوان که با دهان روزه به شهادت رسیده ، نیاز به دعای ما ندارد و خداوند به بزرگی و عظمت این شب ( شب ۲۷ رمضان ، که اهل سنت این شب را به احتمال قوی شب قدر می داند ) او را مورد الطاف و رحمات خود قرار می دهد.

 رحمت و درود و سلام خدای بزرگ بر روح این جوان...

(( منظور از قوم بلوچ ، بلوچ منطقه جاسک است و مخاطب این مطلب همه بلوچ های جاسک و مکران نیست بلکه تعداد اندک و قلیلی از مردمان ماست. در میان این قوم اصیل و بزرگ آریائی افرادی نظیر مولوی احمد ناروئی هستند که اختلافات بزرگ قبیله ای را به نحو احسن حل و فصل می کنند و بعد ها هم هیچ مشکلی پیش نمی آمد. متاسفانه شیوه وساطت کردن در منطقه ما دارای مشکل است که باید توسط بزرگان اصلاح شود. شخص من هیچ گاه قصد زیر سوال بردن نژاد و قوم بلوچ که همانا قوم و نژاد خودم نیز هست را در این مطلب نداشته و در آینده نخواهم داشت ))

اين مطلب توسط: فرزاد بادروج در تاريخ : یکشنبه هفتم مهر 1387 1:7 درج شده. | |

****
اين مطلب توسط: فرزاد بادروج در تاريخ : دوشنبه یکم مهر 1387 0:6 درج شده. | |

****

امروز صبح چند پیامک از طرف دوستان رسید که حاوی خبر خوش و افتخار بزرگی برای جاسک بود.قبولی ۸ نفر در رشته های پزشکی ، دندانپزشکی و داروسازی برگی دیگر از توانائی های دانش آموزان جاسکی و خط بطلانی است بر صحبت های بی پایه و اساس شهریار مشیری نماینده سابق مردم بندرعباس در مجلس شورای اسلامی که سال قبل اعلام کرده بود در جاسک معدل بالای ۱۴ نداریم!!!

مردم بندرجاسک طی این چند سال همیشه از نبود پزشک بومی می نالیدند و چشم به دروازه ورودی شهر دوخته بودند تا آقا یا خانم دکتر محترمی با هزار منت گذاشتن پا به این شهر بگذارد و پس از چند روز با این دلیل که هوای اینجا برای من و خانواده ام سازگار و مناسب نیست جاسک را ترک می کردند. در این میان، پزشکان دلسوز دیگری هستند که فقط به نیت کمک و خدمت به همنوع و انسانیت به این شهر آمده اند و تا آنجا که از دستشان برآمده برای درمان مردم تلاش کرده اند که جا دارد مسئولین شهرستان از این پزشکان تقدیر و تشکر کنند.

قبولی ۸ نفر را در رشته های پزشکی ، داروسازی ، دندانپزشکی را به فال نیک می گیریم و این موفقیت از رحمت های ایزد یکتا در این ماه بزرگ و مبارک است و بابت این خداوند را شاکریم و امیدواریم تا ۱۰ سال دیگر جاسک در زمینه علوم پزشکی و درمان به خودکفائی و استقلال دست یابد که در افق های نه چندان دور این خطه قابل مشاهده است. تقاضائی نیز از برخی دوستان داریم که موفقیت این عزیزان را به نفع خود ، یک نفر یا یک دستگاه خاص مصادره نکنند و بگذارند این موفقیت به نام مردم جاسک ثبت شود نه اینکه با آوردن نام افرادی این موفقیت را به آنان ربط بدهند. در این قسمت جا دارد از زحمات مدیران مراکز پیش دانشگاهی راه دانش و شهدای هما تقدیر و تشکر نمائیم که راه را برای قبول شدگان هموار کردند و این اتفاق را به قبول شدگان ، خانواده های آنان ، مدیران ، دبیران ، مردم جاسک و تمامی کسانی که با شنیدن این خبر خوشحال می شوند تبریک بگوئیم.

اسامی قبول شدگان

پزشکی: ۱- جلال آبیار ۲- داود برجعلی ۳- نظام برجعلی ۴- فاطمه ابراهیمی ۵- زهرا دادخدائی

دندانپزشکی: ۱- حمید چملی پور ۲- یلدا جورکش

داروسازی: مینا عیش آبادی

سال قبل نیز ۲ نفر در رشته های داروسازی ( نگار چار روستائی ) و دندانپزشکی ( سیما پابرجا ) وارد دانشگاه شدند که با احتساب این ۲ نفر و دکتر مصطفی نجفی ( فارغ التحصیل دندانپزشکی ) آمار فارغ التحصیلان و تحصیل کنندگان به ۱۱ نفر می رسد.

انجمن فخردانش بندرجاسک که هر سال به قبول شدگان و راه یافتگان به مراکز علمی و دانشگاهی به رسم تقدیر و یادبود جوایزی اهدا می کند ، امروز اعلام کرد که با همکاری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی جاسک جشن بزرگ و با شکوه فخرآفرینان را به منظور تجلیل از این عزیزان در اسفندماه ۸۷ برگزار و به هر یک از این فخر آفرینان یک کامپیوتر همراه ( لپ تاپ ) و تندیس افتخار اهدا خواهد کرد.

برای بازدید از وبلاگ انجمن فخردانش بندرجاسک کلیک کنید.

اين مطلب توسط: فرزاد بادروج در تاريخ : پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 14:59 درج شده. | |

****

أقبلت يا رمضان الخير

ای رمضان!(ماه خوبی ها!) تشریف آوردی

مشرقة أيامك الغرّ بالآلاء والنعم

در حالی که روزهای زیبایت با نعمتها می درخشد

رمضان .. رمضان الخير يا رمضان

ای رمضان!( ماه) نیکی ها! ای رمضان!

فيض من العلم والإيمان

که مملو از علم و ایمانی ..

صيّبه عم الوجود وساق الخير للنسم

ابر رحمتش هستی را در بر گرفته و برای حیان خیر به ارمغان می آورد

أشهر أنت أم رؤيا متاب

آیا تو یک ماهی یا رویای بازگشت هستی ..

تألق طيفها مثل الشهاب

که نورش مانند شهاب می درخشد

جعلت الناس في وقت المغيب

تو در وقت غروب مردم را ..

عبيد ندائك العاتي الرهيب

بندگان فریاد مغرورانه و مهیبت می گردانی

كم ارتقبو الأذان كأن جرحا

چه بسا اوقاتی که انتظار اذان را می کشند گویا زخمی ..

يعذبهم تلافت للطبيب

آنان را می آزارد که چشم انتظار پزشک اند

الصوم لله يجزي كيف شاء به

روزه از آن خداست هر گونه که بخواهد با آن پاداش می دهد ..

يا رحمه الله فاجزي الذنب بالكرم

ای رحمت خدا! پس گناه را با بزرگواری پاداش ده

منبع شعر : وبلاگ دنیای موسیقی اسلامی

اين مطلب توسط: فرزاد بادروج در تاريخ : دوشنبه یازدهم شهریور 1387 20:2 درج شده. | |

****

سنی آنلاین گزارش داد: صبح شنبه ۱۹ مردادماه ۸۷ مولانا احمد ناروئی از علمای برجسته اهل سنت ایران ، استاد حدیث و معاونت اداری دارالعلوم زاهدان و جانشین مولانا عبدالحمید به دادگاه ویژه روحانیت مشهد احضار و پس از آن بازداشت موقت شد.اخبار رسیده حاکی از آن است که مولانا احمد پس از بازجوئی به بازداشتگاه ویژه روحانیت مشهد منتقل شد.

                                   

 وب سایت سنی آنلاین متعلق به حوزه علمیه بزرگ دارالعلوم زاهدان در مطلبی با اعلام خبر فوق با توجه به اینکه تاکنون دلیل خاصی برای احضار ایشان مشخص نشده ازعموم مردم به ویژه جامعه اهل سنت برای رفع سوتفاهمات احتمالی و آزادی سریع این عالم بزرگوار درخواست دعا نمود.

منبع: سنی آنلاین ، پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان

مربوط: گزارش کامل از سفر مولانا احمد ناروئی به جاسک ( مهرماه ۸۶ )

اين مطلب توسط: فرزاد بادروج در تاريخ : یکشنبه بیستم مرداد 1387 0:0 درج شده. | |

****

محمد ذاکری همیشه مطالبش را بسیار کامل و متین می نویسد و چند قضیه را از چند زاویه دیدن و گنجاندن آن در قالب متنی روان آمیخته با طنزی تلخ از ویژگی های اوست(سیاورشن) و هرزچندگاهی که دست به قلم می شود مطالب زیبایی را برای خوانندگان وبلاگش تدارک می بیند. مدیر وبلاگ لاتیدان در تازه ترین مطلب به چند موضوع مهم اشاره کرده که بعد از خواندنش دل هر هرمزگانی به درد می آید. از کشته شدن دهها زائر هرمزگانی تا وضعیت خبرنگاران و روزنامه های امروز هرمزگان در عصر ارتباطات و اطلاع رسانی...

محمد ذاکری 

یکم:

یک‌شنبه 13 مرداد 87 است. تلفنی خبردار می‌شوم که اتوبوسی از زائران هرمزگانی در مسیر بازگشت از مشهد در حوالی سیرجان دچار حادثه شده‌اند کسی که پشت تلفن است آمار دقیقی ندارد اما می‌گوید احتمالا باید 20 نفری کشته شده باشند و خبر را مسافران بین راهی آورده‌اند و به گمانم هنوز کمتر خانواده‌ای در بندرعباس خبردار باشند. آمار اگرچه احتمالی است اما آمار تلخی است و مرا به یاد چند سال قبل می‌اندازد که مرگ 17 زائر دیگر کل محله نایبند بندرعباس را -که بافت خویشاوندی با هم دارند ـ یک باره در سوگ و بهت فرو برد. لعنت بر این جاده بندرعباس ـ سیرجان! شبکه خبر را می‌گیرم که سال قبل در حادثه مشابهی در جاده زاهدان ـ بم ساعت به ساعت آمار و حتی اسامی‌کشته‌شدگان را زیرنویس می‌کرد...

دوم:

یک سوال : چرا مرگبارترین اخبار در این دیار کمترین بازتاب کشوری را دارد و بر عکس کوچک‌ترین اخبار در برخی نقاط کشور به مساله‌ای ملی تبدیل می‌شود؟ که یک نمونه کوچک ولی دردآورش تلفات سالانه جاده سیرجان ـ بندرعباس است چرا  هیچ مقامی ‌در هیچ سطحی به آن توجه نمی‌کند؟ هر چند مسایل را باید در سطح کلان دید و سوالات را جامع‌تر از مشکل یک جاده مطرح کرد اما نظر شخصی من توجه به 2عامل اساسی است...

برای خواندن ادامه مطلب در وبلاگ لاتیدان کلیک کنید.

منبع متن:وبلاگ شخصی محمد ذاکری (لاتیدان)

منبع عکس:وبلاگ سیاورشن

اين مطلب توسط: فرزاد بادروج در تاريخ : پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 12:22 درج شده. | |

****

حسن آتش زبان خبرنگار آزاد صداوسیمای مرکز خلیج فارس در جاسک و مدیر وبلاگ جاسک نیوز در مطلبی که بر روی وبلاگ شخصی خود نوشته بود  از پخش فیلم مستند راز مرگ دلفین های جاسک خبر داد. آتش زبان زمان پخش این مستند را دوشنبه شب ۱۴ مردادماه در ساعت ۲۱ از شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی اعلام کرده و امیدوار است با پخش این مستند حقایقی در مورد مرگ ناگهانی دلفین ها روشن شود.

کارگردانی این مستند را عبدی پور از مستند سازان کشور بر عهده دارد و این فیلم با همکاری مامورین محیط زیست ، حسن آتش زبان خبرنگار آزاد صداوسیما و ایرنا در جاسک و... تهیه شده است.

ابتدا در شهریور ۸۶ لاشه ۷۹ دلفین بی جان در سواحل شرقی جاسک (آبکوهی) مشاهده شد که بسیاری از دوستداران محیط زیست را به ۱۵۰ کیلومتری شرق جاسک کشاند و همه از مرگ این موجودات ابراز تاسف کردند. بعد از مرگ این جانداران حدس و گمان های فراوانی ، از خودکشی تا قتل مطرح شد که به نتیجه نرسیدند.

بار دوم در کمتر از چند هفته بعد از حادثه آبکوهی ، لاشه بیش از ۷۰ دلفین در دهانه خور گنگان جاسک مشاهده شد و بار دیگر موجب حیرت مردم منطقه و حتی کشور شد و حدس و گمان ها به یقین تبدیل شد که مرگ و میر دلفین ها مشکوک است. بازتاب خبر مرگ دلفین ها در رسانه های داخلی و خارجی به حدی بود که تا مدتها جاسک مرکز خبر بود. در این واقعه پس از اطلاع مردم و رسانه ها و ماموران محیط زیست و رسیدن به مکان وقوع حادثه دلفین هایی بودند که نیمه جان بودند و می خواستد بار دیگر به زندگی برگردند و صدای این موجودات در ساحل کوه مبارک جاسک پیچیده بود که: میخواهیم که زنده بمانیم...

                

دوشنبه شب ۱۴ مردادماه ساعت ۲۱ پای جعبه جادوئی و شبکه دوم سیما ، مستند راز مرگ دلفین ها در بندرجاسک

اين مطلب توسط: فرزاد بادروج در تاريخ : یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 1:8 درج شده. | |

****

اداره راه و ترابری جاسک به دلیل وظیفه مهم راهداری ، دراین مدت متوجه بسیاری از انتقادات در تریبون ها و مجالس مختلف بوده که باید علت ها را در یافت. این انتقادات از روزی شروع شد که شرکت آذرمبنا (پیمانکار 20 کلیومتر اول جاده جاسک ، میناب) طرح را به کندی اجرا می کرد و نتواسنته بود در طی مدت خاص پیشرفتی در کارهایش ایجاد کند. شاید انجام دادن و به پایان رساندن این طرح زمان زیادی را می طلبید ولی به قول شیخ محمد عقیل شهیک زهی امام جمعه اهل سنت شهرستان جاسک که "مردم در قبل و ابتدای انقلاب هیچ چشم داشتی نداشتند ولی بعد از مدتی که شعارهای مسئولین کشور را شنیدند حداقل خواسته خود را که بهسازی و تعریض جاده جاسک میناب بود را به گوش آنها رساندند و حال که این طرح اجرا شده چرا به کندی پیش می رود و مردم هر روز انتظار و عجله دارند تا هرچه سریعتر کار به پایان برسد و..." انتظارات از این نهاد بالا گرفت.

 نام شرکت آذرمبنا به دلیل به همراه بودن کلمه راه سازی ، در بین عوام زیر مجموعه اداره راه و ترابری شناخته می شود و کندی و پیشرفت کار برای این اداره می ماند ولی این اداره این انتقادات را از خود دور می کند و اعلام می کند که این شرکت راهسازی خود مشاورین و ناظرینی دارد و بیشتر اداره کل راه و ترابری استان هرمزگان ناظر بر پروژه های راهسازی است.

حدود یک ماه قبل دوست ارجمندم آقای محمدی رئیس اداره راه و ترابری جاسک در خصوص عملکرد اداره اش در طی یک سال CD به دستم داد که حاوی آمار و آرقام و اطلاعات جالبی بود که حیفم امد در وبلاگ درج نکنم. اینک عملکرد این اداره در دوران مدیریت مهندس علیرضا محمدی:

ابتدای عملکرد به معرفی جاسک بر میخوریم که شهرستان جاسک با مساحت 20142 کیلومتر مربعی خود بزرگترین شهرستان استان هرمزگان می باشد. شهرستان جاسک به دلیل تراکم بسیار زیاد جمعیتی دارای 78693 نفر ساکن دارد.

شهرستان جاسک در بخش راه دارای سه محور اصلی جاسک – میناب به طول 95 کیلومتر ، جاسک – کنارک به طول 160 کلیومتر و جاسک – جکدان به طول 75 کیلومتر می باشد. طول کلیه راه های اصلی ، فرعی ، روستائی و... این شهرستان بیش از 1100 کلیومتر است که با توجه به طول راههای استان هرمزگان اداره راه و ترابری جاسک وظیفه حفاظت بیش از 13% راه های هرمزگان را بر عهده دارد.

اداره راه و ترابری جاسک دارای تعداد 613 دستگاه پل با مجوع 1076 دهانه و 18 دستگاه آبنما در حوزه خود است که از مهم ترین پل ها می توان به پل جگین و گابریگ ( در دست ساخت ) و... در حوزه شرق و پل های تبرکن ( در دست ساخت بر روی آبنما ) و چلپی و... در حوزه غرب اشاره کرد.

از دیگر کارهای انجام شده این اداره در بخش راه می توان از رگلاژی ، روکش آسفالت ، لکه گیری ، ماسه  روبی ، لایروبی دهانه آبنماها و... نام برد.

در بخش ایمنی راهها انتقادات زیادی به میزان بودجه هم وارد است. این اداره جهت ایمنی 466 کیلومتر راه های آسفالته حوزه جاسک به اعتباری بیش از 11 میلیارد ریال نیازمند است که در حال حاضر رقمی پائینتر از این مبلغ به جاسک تعلق می گیرد. از مهم ترین فعالیت های این اداره در بخش ایمنی میتوان می توان به نصب علائم اخطاری492 عدد ، نصب علائم انتظامی 87 عدد ، نصب تابلو فلش (گروهبانی)424 عدد ، نصب تابلو مسیر نما 653 عدد ، رنگ آمیزی پایه علائم 1406 عدد ، نصب بازتاب چشم گربه ای 1200 عدد ، نصب سرعت گیر500 عدد ، حمل و جانمایی نیوجرسی 12 عدد اشاره نمود.

فعالیت های روستائی این اداره نیز در بین عملکرد هم دیده می شود که شامل بازگشائی راههای روستائی ، تسطیح راههای خاکی ، احداث راه در روستایی در حوزه شرق و غرب است.

پروژه احداث پل های گرازو ، تبرکن ، سیرمچ ، گابریگ ، بهسازی جاده میناب به جاسک شن ریزی و آسفالت روستاهای حوزه شرق از مهم ترین کارهای فعال و در دست اقدام این اداره می باشند.

این نهاد در برخی از مواقع سال با مشکلاتی هم دست و پنجه نرم می کند که از مهم ترین این مشکلات می توان از عملیات مستمر بعد از بارندگی و وقوع سیل ، ماسه های بادی ، تصادفات جاده ای و... نام برد که تا به امروز توانسته اند بر این مشکلات فائق آیند.

                   

اين مطلب توسط: فرزاد بادروج در تاريخ : سه شنبه یکم مرداد 1387 1:35 درج شده. | |

****

ظهر جمعه جوابیه ای از یک فرهنگی در قسمت پیام ها نظرم را جلب کرد و به احترام این دوست و آزادی بیان و قلم این مقاله را در صفحه اصلی درج می کنم گرچه بنده جواب خود را مستقیما از آقای فلاح کهن دریافت کردم و مایل نبودم بیشتر از این به این مسائل دامن بزنم ولی درخواست این دوست را با کمال میل قبول می کنم تا مبادا روزی متهم به سانسور و زیر پا گذاشتن آزادی و دموکراسی نوشم. در ضمن این دوست بعد از مدتی به این نتیجه رسیده که جواب قلم را باید با قلم داد و من از این عمل این فرهنگی دوست داشتنی استقبال می کنم.

********************************************************************************************

وبلاگ نويس عزيز آقاي فرزاد بادروج

با سلام ، لطفاَ این مطلب را به عنوان پاسخ به انتقادت در صفحه ی اصلی درج کن(اگر تحمل نقد داری).


آنچه از منظر شما نقد آقاي فلاح كهن بود خوانديم ، در مقام انصاف برخود لازم دانستيم كه قلم شما را با قلم پاسخ دهيم ، تا خداي ناكرده سكوت آقاي فلاح كهن در برخي اذهان اين گمان را ايجاد نكند كه شايد واقع همان است كه شما نوشته ايد.دوست عزيز آقاي بادروج ،تيتر زده بوديد كه آقاي فلاخ كهن رفتني است و برهمين اساس كه چون رفتني است بايد نقد شود.
في البداهه اين سوال به ذهن مي رسد كه هدف از نقد و نقادي چيست ؟ آيا جز اين است كه براي اصلاح باشد اگر اينگونه است پس چرا حين خدمت نباشد تا اگر نقصي و عيبي و كم كاريي هست مرتفع شود هرچند نمي توان منكر آن شد كه در پايان دوره ي خدمت نيز بايد كل عملكرد يك فرد بررسي شود اما نتيجه ايكه در آن است در اين نيست. نوشته بوديد كه دو سال از آشنايي شما با آقاي فلاح كهن مي گذرد « و طي اين مدت با خلقيات و شخصيت وي آشنا هستم » در اين مورد : 1- مگر جنابعالي در طي اين دو سال چقدر با ايشان نشست و برخاست داشته ايد كه خلقيات ايشان را مي شناسيد مگر دو سال گذشته شما دانشجو و به دور از شهرستان نبوده ايد؟ 2- ممكن است شما آقاي فلاح را به خاطر شخصيت كاريزما و يا عملكردش دوست داشته باشيد و ايشان شما را به خاطر اينكه جواني فعال هستيد دوست بدارد اما ميان دوست داشتن با شناخت فاصله اي طولاني است.

آقاي بادروج عزيز؛
نوشته ايد « تنها هنري كه وي داشته اين بوده كه خيرين را به جاسك جذب كند ، با پول هاي آنان چطور فضاي آموزشي بسازد ...» مطمئناً منظور شما از هنر «كار» است و لفظ « تنها » حصر است يعني آقاي فلاح كهن جز ساخت فضاي آموزشي هيچ عملكرد ديگري نداشته است . اما جنابعالي چگونه به اين نتيجه رسيده ايد . آيا شما از آمار و اطلاعات رشد يا افت در ساير حوزه ها ي فعاليت مديريت آموزش و پرورش آگاهي داريد؟ مثلاً رشد تحصيلي داشته ايم يا نه ؟ به گمان اين حقير جنابعالي با شتاب زدگي و بدون مرور و ويرايش و فكر در نوشته ي خود اقدام به درج آن در وبلاگ نموده ايد .و اين مورد را مي توان حتي در نوع جمله بندي هاي متن ، گسستگي معنايي پاراگراف ها از هم ، برخي افعال كه با جمله هم خواني ندارند و... ديد. فرضاً اگر قبول كنيم كه آقاي فلاح فقط در همين يك زمينه موفق بوده است آيا اين كار بزرگي نيست؟ اگر نيست چرا ساير مديران قبل از ايشان و مناطق ديگر به اندازه ي ايشان موفق نبوده و نيستند . آيا گمان داريد كه در زير چادر و ساختمان تخريبي بايد درس خواند . آيا گمان داريد كه فضاي مناسب تحصيل در عملكرد تحصيلي تاثيري ندارد . انصافاً آقاي فلاح كار بزرگي در جذب هزينه هاي ساخت مدارس انجام داده اند . از سوي ديگر چرا فكر كرده ايد كه كل هزينه هاي ساخت مدارس را خيرين داده اند . بسياري از مدارسي كه ساخته شده مشاركتي (خيرين و نوسازي) و بسياري نيز تنها سازمان نوسازي و سازمان آموزش و پرورش هزينه هاي ساخت آن را پرداخته است .ضمن آنكه آقاي فلاح كهن علاوه بر ساخت و تجهيز مدارس براي ارتقاء سطح آموزشي و تسريع رشد آموزشي كار هاي بزرگي انجام داده اند ازجمله:

- بهترين نيروهاي موفق آموزشي را به اداره ( يعني مقر فرماندهي و تصميم گيري برده اند يا نگه داشته اند)
- آيا شما از جلسات هم فكري آقاي فلاح با نيروهاي فرهنگي بومي و راهكار خواستن از آنان براي حل مشكلات و موانع آموزشي خبر داريد؟
- آيا خبر داريد كه آقاي فلاح هميشه اعلان داشته اند كه هر كس در خود توانايي در زمينه خاص مي بيند ( مثلاً مديريت مدرسه) اعلام آمادگي كند تا از او استفاده شود؟
- در اختيار گذاشتن فضاي آموزشي براي دانشگاه پيام نور و آزاد و پيگيري هاي ايشان براي راه اندازي دانشگاه ها ي فوق آيا براي كل منطقه مفيد نيست؟
- در خواست سهميه پزشكي كه آقاي فلاح از امضا كنندگان ان بوده اند و در پي آن اعطاي 28 سهميه پزشكي براي شهرستان جزء عملكرد ايشان نيست.
- افزايش پوشش تحصيلي در حوزه ي شرق و غرب و راه اندازي مدارس شبانه روزي به صورت گسترده كه با اعطاي لوح تقدير از سوي محافل بين المللي به ايشان همراه بوده است را نمي دانسته ايد. و ...

جناب بادروج؛
به استخدام نيروهاي غير بومي ايراد گرفته ايد كه چرا بومي ها بيكارند و غير بومي ها استخدام مي شوند.
اگر منظورتان از نيروهاي بومي بيكار آنهايي است كه سيكل و ديپلم دارند بايد عرض كنم آموزش و پرورش نياز به نيروهاي متخصص با تحصيلات دانشگاهي دارد نه ديپلمه هاي بيكار رشته هاي انساني و يا حتي تجربي. اگر منظورتان اين است كه ما نيروهاي تحصيلكرده داشته ايم و از آنها استفاده نشده ، خوب است در وبلاگ تان اسامي حداقل ليسانسه هاي بيكار رشته هاي فيزيك ، رياضي ، شيمي ، زيست ، عربي و .. را بنويسيد تا ما هم آنها را بشناسيم .اگر منظورتان اينست كه مدارس بايد بدون معلم مي ماند و آقاي فلاح صبر مي كردند تا روزي كه چند نفر فارغ التحصيل از اين رشته ها بيايد و آنها را استخدام مي كرد كه حرف ديگري است كه خود در مورد آن قضاوت كنيد. و از همه مهمتر اينكه مگر استخدام نيرو دست آقاي فلاح است كه هر كس را كه بخواهد بياورد اگر استخدامي بوده بر اساس نياز شهرستان و از طريق آزمون استخدام پيماني ( طي يكي دو سال گذشته) بوده است.

فرزاد عزيز؛
نوشته ايد كه « ورود آقاي فلاح به سياست و... دوستان ونزديكان ايشان را ناراحت و دلسرد كرد...»و از دخالت آقاي فلاح در آراي شهرستان گفته ايد. دوست عزيز يا شما معني دخالت در آراي مردم را (كه جرم است) نمي دانستيد يا منظورتان را بد نوشته ايد . آقاي فلاح كه خود كانديد و درگير حوزه ي انتخابيه ي خود بوده است كي فرصت دخالت داشته است ؟ اگر هم توصيه راي به شخص خاصي كرده (كه نكرده و برخي سو استفاده كرده اند ) هر كس ممكن است دوستان خود را توصيه كند اين كه نه جرم است و نه گناه.دوماً مگر دوستاني كه آقاي فلاح كهن ممكن است به آنها توصيه كرده باشد چند نفرند ؟ چقدر در نتيجه ي انتخابات تاثير داشته است؟ خودتان كه شاهد بوديد كه بسياري از دوستان آقاي فلاح براي كانديداهاي ديگر تبليغ مي كردند.

آقای بادروج؛

نوشته ايد آقاي فلاح نزديكان خود را براي احراز معاونت دانشگاه آزاد معرفي كرده است . به نظر بنده دانشگاه آزاد ربطي به آقاي فلاح ندارد و معمولاً رئيس معاون خود را انتخاب مي كند. اين جمله شما در واقع زير سوال بردن رئيس دانشگاه آزاد است نه آقاي فلاح . اين حق طبيعي هر كسي است كه براي افرادي كه مي شناسد كاري انجام دهد و همانطور كه خودتان نوشته ايد آقاي فلاح معرفي كرده نه تحميل.

آقاي بادروج
بومي گرايي و توجه به نيرو هاي بومي بسيار خوب و مورد تائيد همه است اما بهتر مي دانيد كه اين خوب بودن امري نسبي است نه مطلق .زيرا هدف انجام كار و بهبود امور و خدمت به مردم است . نيروي توانمند و خدمتگذار غير بومي بهتر از بومي ناتوان نيست ؟ فرزاد عزيز آيا شما مي توانيد حتي يك مورد از بي توجهي آقاي فلاح به نيروهاي توانمند بومي ذكر كنيد. به نظر اين بنده حقير آقاي فلاح كهن واقعاً عرصه را براي رشد نيرو هاي بومي محيا ساخته و هميشه از آنان حمايت كرده اند.

اقاي بادروج
آقاي فلاح را توصيه ابه رفتن كرده ايد زيرا معتقديد كه مردان بزرگ در اوج خداحافظي مي كنند . گويا شما يك مدير را با يك بازيكن فوتبال اشتباه گرفته ايد . اين توصيه ي شما نابجا و غير عقلاني است(با عرض معذرت). چرا كه هر چه يك مدير بزرگتر ، محبوبتر‌ و توانمند تر باشد بهتر مي تواند اهداف سازمان خود را تحقق بخشد. چرا بايد يك مدير پس از كسب تجربه و توان لازم كنار برود درحالي كه اين توان مي تواند مصرف خدمت شود.نقد برداشت شما از نظريه ي گردش نخبگان را كه به آن اشاره كرده ايد به زماني ديگر و مجالي ديگر مي گذارم تا از اطاله ي اين مقال بكاهم.آقاي فرزاد عزيز شما كه از دوستان آقاي فلاح بوديد انتظار مي رفت كه حداقل در نقد ايشان با تامل و حوصله ي و انصاف بيشتري دست به قلم مي برديد.
مزن بي تامل به گفتار دم و در پايان از خداوند توفيقات بيش از پيش را براي شما آرزومندم.

اين مطلب توسط: فرزاد بادروج در تاريخ : شنبه بیست و نهم تیر 1387 1:52 درج شده. | |

****

در مطلب قبلی نظرسنجی در مورد ادامه یا پایان فعالیت وبلاگ درج کردم که در مدت ۵ روز از ۲۲ تیرماه تا آخرین لحظه نظرسنجی ۵۶ نفر شرکت کردند که ۵۳ نفر رای به ادامه فعالیت و ۳ نفر رای به پایان فعالیت وبلاگ بندرجاسک دادند.

از همه شما دوستان و بازدیدکنندگان عزیز که در نظرسنجی شرکت کردید ممنونم و امیدوارم در ادامه فعالیت با دست نوشته هایم هیچ کس را نرنجانم و انتظار دارم که در آینده پس از نوشتن هر مطلب انتقادی من را تحقیر و کوچک و تحت فشار قرار ندهند. به عنوان یک شهروند و یک جوان حق دارم سوالاتی را که من و بسیاری از افراد جامعه در ذهن داریم مطرح کنم تا به جواب واقعی برسم.

     

آقایانی که همیشه دم از دموکراسی و آزادی بیان می زنید ، آیا این بود آزادی بیان و قلم و دموکراسی؟ شماهایی که هر جا می روید و دم از اصلاحات و نقد جامعه می زنید روزی هم مطمئن باشید خود نقد می شوید ، این تاریخ معاصر و شهر ماست که من و شما را در آینده بابت افکارمان نقد می کند. من با شماها که دم از آزادی قلم می زنید حالا حالا کار دارم...

بابت نوشتن مطلب انتقادی مرد نکونام خطاب به دوست بزرگوار آقای فلاح کهن بسیاری از افراد قصد جان فدایی و سخنگویی برای آقای فلاح کهن را داشتند و قبل از ایشان نظرات تند خود را مستقیم و غیرمستقیم به من می رساندند و حتی درخواست حذف مطلب را از من کردند ،همان افرادی که شعار آزادی بیان را همیشه به کار می برند و به نام حقوق مدنی ودموکراسی در محافل فرهنگی اظهار نظر می کنند که البته انتقادات را در سطح کشور می پذیرند و اگر روزنامه نگار یا وبلاگ نویسی در سطح منطقه یا شهرستان نقدی را منتشر کرد چنان او را تحقیر می کنند که منتقد تخته کردن در روزنامه یا وبلاگ را به ادامه کارش ترجیح می دهد

ظهر دوشنبه به دعوت آقای فلاح کهن به دفتر کار ایشان رفتم و در مورد وقایع چند ماه اخیر به مدت ۹۰ دقیقه صحبت کردیم.از رفتار و نحوه صحبت آقای فلاح کهن به این نتیجه رسیدم که نظرشان به عنوان نقدشونده بلعکس جان فدایان! در مورد مطلب مثبت بوده و به تک تک موضوعاتی که مطرح شده بود با صبر و حوصله پاسخ دادند. نکته جالب و قابل توجهی که در مطلب قبل از یاد برده بودم بازدید صبحگاهی در قبل از ساعت اداری آقای فلاح کهن از وبلاگ های جاسک و هرمزگان است که نشان از علاقه ایشان به وبلاگ نویسان است.

اين مطلب توسط: فرزاد بادروج در تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 3:6 درج شده. | |

****